English
 
  اخبار موسیقی
  مقالات و نوشته ها
  آنچه شما می خواهید
  محصولات جدید
 

 

جمعه 05 اسفند 1384
 
 

يكي از ويژگي هاي ادبيات مردمي و فولكلوريك و به ويژه آهنگها و ترانه هاي آهنگين محلي رودر بايستي و خود سانسوری كمتر آنهاست . معمولا مفاهيم عاشقانه و شاعرانه در ترانه هاي فولكلوريك و محلي در قالب الفاظ و تصاويري ساده و بي پيرايه ارائه مي شود، و گویی سراینده آن می خواهد در فضای لطیف و هوای پاک و جهان بیکران شعر فارغ از هر قید و بندی رهای رها غوطه خورد، ضمن آنكه از كلماتي اتو كشيده استفاده نمي كنند، به هيچ عنوان ضد اخلاق و ناهنجار تلقي نميشوند.  اما تحولات روزگار با همان نگاه تحقيرآميزي كه در همه زمينه ها به ميراث گذشته نیاکان ما داشته و دارد، در زمينه ترانه های فارسی، آهنگها و در کل موسيقي فولكلوريك هم مدتهاست دست به كار سانسور و تحريف و تغيير زده است.


 

این اقدام چنین وانمود می کند که گويا آفرینندگان و سرایندگان  اين ترانه های فارسی و ادبيات شفاهی غنی -که همانا نیاکان خوش ذوق مایند - مردمانی بي ادب و بي نزاكت بوده اند كه اين ترانه های فارسی را سروده اند و در مجالس و جشنهاي خود اجرا كرده اند و حالا تازه به قدرت رسيده ها مي خواهند اغلاط ايشان را تصحيح كنند. 


 

در كاستهاي به اصطلاح بازاری كه این روزها بی هیچ حساب و کتاب و برنامه ای توسط سودجویان و دلالان در كوچه و بازار به مشتریان ارایه می شوند بروز اين چنین نگرش بيمارگونه ای شاید قابل اغماض باشد ، اما اگرمتوليان ثبت و ضبط اين ترانه ها هم اين نگرش را داشته باشند و از آن بدتر، دیکته کننده و مشوق آن باشند جاي بسي افسوس است. این تنگ نظری و بازار پسندی منجر به تحريف و سانسور ميراث شفاهي ما خواهد شد. همان میراثی که طی قرون متمادی در کوره حوادث گوناگون پخته و با طبع سلیم و ذوق شکیل نیاکان ما صیقل خورده و ساخته و پرداخته شده و چنین دل نشین به دست ما رسیده است. دور نیست روزي كه آيندگان ما بر این غفلت ما حسرت برند، که با سهل انگاری و تساهل و بی تفاوتی خویش اینگونه صحنه را برای نابودی و فراموشی بخش بزرگی از این میراث خالی کردیم .


 

برای نمونه آغاز ترانه معروف « هالوه گنم خره»  خریدار گندم که در اصل اینچنين است:


 

« هالوه گنم خره موَن گنم گرونه  -  نرخ بوس دخترو نرخ زعفرونه »


 

و یا در نمونه ديگري ، در ترانه معروف و پرطرافدار « کشکله شیرازی » ( زیبا رویِ نو رسِ شیرازی  ) که اصل آن چنين است :


 

« اء دختر یه چته رنگت پرسه ؟ - مر ميره ت مرده جومت درسه ؟ »


 

كلمه ميره به معني شوهر است و معني بيت چنين است:


 

اي دختر بر تو چه گذشته كه رنگت چنين پريده است ؟ - مگر شویت مرده  كه پيراهنت اینچنين دریده است ؟


 

گويي لفظ شوهر در فرهنگ و زبان ما « تابو » و كلمه ممنوعه است كه باید به جاي آن از « بوء » به معني پدر استفاده كرد!


 

آیا مگر نه این است که بسیاری از بزرگان شعر و ادبیات و عرفان این مرز و بوم احوالت خویش و معانی بلند و دقیق را با همین گونه واژگان به اصطلاح ممنوعه بیان کرده اند ؟ 
مگر نه اینکه می توان بسیاری از همین دست واژگان را در دیوان بزرگانی همچون خیام ، مولوی ، ایرج میرزا و ... دید و خواند و شنید ؟


 

عجيب است كه فرهنگ و هنر ما طعم شعر حافظ را چشيده و فهميده باشد:


 

گل بي رخ يار خوش نباشد بي بوس وكنار خوش نباشد


 

وظرفيت درك و هضم اين چنين تعابير و عباراتي را نداشته باشد.


 

نمونه اي از اشعار حضرت امام هم در اينجا مثال زدني است:


 

امشب كه در بر مني خفته چون عروس- زنهار تا دريغ نداري كنار و بوس


 

منبع : وبلاگ لر

 


            

 

 

 

 

 

تماس با ما

صفحه اول

راهنماي خريد

درباره ما