يكي از ويژگي هاي ادبيات مردمي و فولكلوريك و
به ويژه
آهنگها و ترانه هاي آهنگين محلي رودر بايستي
و
خود سانسوری
كمتر آنهاست
.
معمولا مفاهيم
عاشقانه و شاعرانه در ترانه هاي فولكلوريك و
محلي در قالب الفاظ و تصاويري ساده و
بي پيرايه ارائه مي شود،
و گویی سراینده آن
می خواهد در فضای لطیف و هوای پاک و جهان
بیکران شعر فارغ از هر قید و بندی رهای
رها
غوطه خورد، ضمن آنكه از كلماتي اتو كشيده
استفاده نمي كنند، به هيچ
عنوان ضد اخلاق و ناهنجار تلقي نميشوند.
اما
تحولات روزگار با همان نگاه تحقيرآميزي كه در
همه زمينه ها به ميراث
گذشته
نیاکان
ما
داشته
و
دارد، در زمينه
ترانه
های فارسی،
آهنگها و
در
کل
موسيقي
فولكلوريك
هم مدتهاست دست به كار سانسور و تحريف و تغيير
زده است.
این اقدام چنین وانمود می کند که
گويا
آفرینندگان و
سرایندگان
اين
ترانه
های فارسی
و
ادبيات
شفاهی غنی
-که
همانا نیاکان
خوش ذوق مایند
-
مردمانی
بي ادب
و بي نزاكت بوده اند كه اين ترانه های
فارسی را سروده
اند و در مجالس و جشنهاي خود اجرا
كرده اند و حالا
تازه به قدرت رسيده ها مي خواهند اغلاط ايشان
را تصحيح
كنند.
در كاستهاي
به
اصطلاح بازاری كه
این روزها بی هیچ حساب و کتاب و برنامه ای
توسط سودجویان و دلالان در
كوچه و بازار
به
مشتریان ارایه می شوند
بروز
اين
چنین
نگرش بيمارگونه ای شاید قابل اغماض باشد
،
اما اگرمتوليان ثبت و ضبط
اين ترانه ها هم اين نگرش را داشته باشند و از
آن بدتر، دیکته کننده و مشوق آن باشند جاي بسي
افسوس است. این تنگ نظری و بازار پسندی منجر
به تحريف و
سانسور ميراث شفاهي ما خواهد شد.
همان
میراثی که طی قرون متمادی در کوره حوادث
گوناگون پخته و با طبع سلیم و ذوق شکیل
نیاکان ما صیقل خورده و ساخته و پرداخته شده و
چنین دل نشین به دست ما رسیده است. دور نیست
روزي كه آيندگان ما بر این غفلت ما حسرت برند،
که با سهل انگاری و تساهل و بی تفاوتی خویش
اینگونه صحنه را برای نابودی و فراموشی بخش
بزرگی از این میراث خالی کردیم .
برای نمونه
آغاز ترانه معروف «
هالوه گنم خره»
خریدار
گندم
که
در اصل
اینچنين است:
«
هالوه گنم خره موَن
گنم گرونه
-
نرخ
بوس دخترو
نرخ زعفرونه
»
و
یا
در نمونه ديگري
، در
ترانه معروف و پرطرافدار « کشکله شیرازی
» (
زیبا رویِ نو رسِ شیرازی )
که
اصل
آن
چنين است
:
«
اء
دختر
یه
چته رنگت پرسه
؟
-
مر
ميره ت مرده جومت درسه
؟
»
كلمه ميره به معني شوهر است و معني بيت چنين
است:
اي دختر
بر
تو
چه
گذشته
كه رنگت چنين
پريده
است
؟ -
مگر شویت مرده كه پيراهنت
اینچنين
دریده
است
؟
گويي لفظ شوهر در فرهنگ و زبان ما «
تابو
»
و كلمه ممنوعه است كه باید به جاي آن
از «
بوء
»
به معني پدر استفاده
كرد!
آیا مگر نه این است که بسیاری از بزرگان شعر و
ادبیات و عرفان این مرز و بوم احوالت خویش و
معانی بلند و دقیق را با همین گونه
واژگان
به اصطلاح ممنوعه بیان کرده اند ؟
مگر
نه اینکه می توان
بسیاری از همین دست واژگان را در دیوان
بزرگانی همچون خیام ، مولوی ، ایرج میرزا و
...
دید و خواند و شنید ؟
عجيب است كه فرهنگ و هنر ما طعم شعر حافظ را
چشيده و
فهميده باشد:
گل بي رخ يار خوش نباشد بي بوس وكنار خوش
نباشد
وظرفيت درك و
هضم اين چنين تعابير و عباراتي را نداشته
باشد.
نمونه اي از اشعار حضرت
امام هم
در اينجا مثال زدني است:
امشب كه در بر مني خفته چون عروس- زنهار تا
دريغ نداري
كنار و بوس
منبع : وبلاگ لر